تبليغاتX
:: S Ö Z Ü M Ü Z :: هویت طلب یا دشمن ملت؟
وقتی یک حادثه طبیعی یا یک بلای خانمانسوزدر طبیعت رخ می دهد و طبیعت علیه انسانها شورش می کند از آن با عناوین مختلف نظيربلای طبیعی یا خشم طبیعت یاد می شود فلسفه خشم طبیعت در واقع نوعی دفاع طبیعت از ماهیت وجودی خویش وهویت خود (طبیعت) می باشد زمانی که ما انسانها در دل طبیعت دست می بریم وبا دخالت های خویش آن رااز داشته های طبیعی و فطری خویش محروم می کنیم طبیعت نیز در یک واکنش طبیعی سر به شورش وعصيان برمیدارد. وقتی جنگلهای حاشیه آراز را نابود می کنیم،وقتی آراز رااز پرنده ها و حیوانات و سایر همنشین های تاریخی اش محروم میکنیم ودرآنجابه امور کشاورزی یا به ساخث خانه های مسکونی مي پردازيم،براين اساس شورش این رود خانه علیه ما انسانها طبیعی خواهدبودزیرا هویت آراز را نابود کرده ایم آراز رااز هویت خویش محروم كرده ايم وبه قیمت خارج كردن آن ازبستر آرام و تاریخی اش به نابودي آن همت گماشته ايم دراين صورت واكنش آراز عليه انسانهاغيرمنتظره نخواهدبودآرازحتّی به قیمت نابودی خویش نیز علیه دشمنان طبیعت شورش خواهدكرد .
امّا در جوامع انسانی به راحتی هویت انسانها پایمال میشود ما انسانها به سادگی سایر هم نوعان خود را از احترام گذاشتن به فرهنگ خويش بر حذر می داریم و بازگشت آنها به هویت خویش را جرم نا بخشودنی تلقی میکنیم و سخن گفتن از حق طبیعی و فطری و خدادادی شان را اقدام علیه امنیت ملی عنوان میکنیم در حالی که از طرفی اقدام به نابودی هویت هم نوعان خود می کنیم آنهارابی هویت نامیده و برایشان تاریخهای جعلی نیز درست میکنیم و هویت قلّابی نیز به نامشان ثبت می کنیم سر انجام زمانی که انها مانند آراز علیه این بی عدالتی و علیه این تبعیض ضد بشری کوچکترین مقاومتی نشان می دهند آنها را به نام«دشمن ملت»از تمام حقوق اولیه انسانی وبشریشان محروم میکنیم و باشدیدترین سرکو ب آنها را به سیاه چالها و زندانهای مخوف می فرستیم ویا با انگ ومارکهای ضدانسانی مانند یاغی و شورش گر و«ضد انقلاب»و«دشمن ملّت»آنها را به مجمع الجزایر«کولاک » و ... تبعید می کنیم ویا تا اخر عمرشان همانندصفرخان (قهرمان راه آزادی) زندانی شان می کنیم.
زمانی که این همنوعان ما ناچار سر به شورش وعصیان بر می دارند و ندای آزادی خواهی و حق طلبی سر می دهند انها را به شدّت سرکوب می کنیم اماهمانگونه که انسانها با انواع تکنولوژیهای پیشرفته نمی توانند بر خشم طبیعت فائق آیند این نوع شورش و عصیانها ی آزادیخواهانه وعدالت طلبانه دیگر غیر قابل سرکوب وغیر قابل کنترل خواهد شد .
و دیگرانگهایی نظیر«دشمن ملّت»،«ضد انقلاب»چاره ساز نخواهد بود زمانی که آرازدست به خود زنی می زند یعنی ناچار برای دفاع از هویت خوبیش دست به ترک بستر تاریخی ومهربان خویش میزند دیگرهیچ انسانی راباهيچ گونه تکنولوی درمقابل آن یارای مقاومت نخواهدبود وقتی این همنوعان تحت ستم نیزمانند آرازبسترخویش راترک گويندوبرشئونيستهاشوریدندوآنگاه كه احساس كردند كه دیگرچیزی برای ازدست دادن ندارندهرچه بدست بیاورندیک گام بسوی پیروزی است همانگونه كه وقتی آرازخودرالخت وعورمی بیندوهمه چیزش راازدست رفته می بیند آنگاه بسترمهربان خویش راترک میکندوبی رحمانه علیه دشمنان طبیعت شورش می کندواولین گام پیروزی برداشته میشودحتی اگر این اقدام به مرگ این رودخانه بیانجامد این اقدام پیروزی نهایی این رودخانه علیه دشمنان طبیعت تلقی خواهد شدهمانگونه که ملتي علیه بی عدالتی شورش می کندوتاآخرین قطره ی خون بااستالینهاوهیتلرهاي زمان وفاشيسم جديدمبارزه مکنددرحقیقت آن ملت صرفنظرازنتیجه ی مبارزه اش پیروزوسرفرازمیدان به حساب مي آيدوآن ملت درتاریخ روسفیدخواهدشدوتاریخ درباره ی آنها قضاوت خواهدکردآنجاكه "چه گوارا"ي شكست ناپذيرمي گويد:« ازحالابه بعد،حتی مرگم راشکست به حساب نمی آورم بجای آن تنها حسرت ترانه های ناتمام راباخودبه گورخواهم برد.»