روند رشد و تکامل هنر و ادبیات معاصر بخصوص در قرن بیستم رابطه ظریف و در عین حال ناگستنی با خفقان و حاکمان داشته است به گونه ای که میزان فراز و فرود در تاریخ هنر و ادبیات با نوسانات و میزان استبداد و دیکتاتوری های حاکم هماهنگ و عجین بوده است.
تاریخ هنر و ادبیات قرن بیستم در دوران خفقان و اختناق علی رغم پرداخت هزینه های کلان در گذر از این مرحله سرفراز بیرون آمده اند همچانکه امروزه آثار خلق شده در دورانهای خفقان و استبداد آیینه تمام نمای دوران حکومت خود می باشند و از این نظر شاهکار محسوب می شوند. اکثر شاهکارهای ادبی هنری که در طول تاریخ قله های افتخار هنر و ادبیات را فتح نموده اند در بطن «مادر استبداد» و دیکتاتوری پرورش یافته اند.
جامعه فرانسه و یا آلمان در قرون معاصر شاهد زنده ای بر برآمدن نوزاد آزادی از بطن مادر استبداد می باشد که تئوریستهای جامعه شناسی سیاسی نکته به نکته پرورش این جنین آزادی را بررسی و ردیابی نموده اند و سالها طی تجربه حاکمیتهای استبدادی مختلف جامعه شناسان در لابراتوار طبیعی و کاملاً زنده همچون دیکتاتوری لنیسم در شوروی سابق و استبداد نازیسم در آلمان و تجربه تلغ حاکمیت دوگانه و خفقان عالیجنابان سرخ پوش و خاکستری در فرانسه به عینه شاهد تولد «نوزاد آزادی» از بطن «مادر استبداد» بوده اند که بواسطه حضور توده عظیم قشر روشنفکری جوامع یادشده نوازد نوپای آزادی سلامت به دنیا آمده است. شاهکار بی نظیر قللعه حیوانات اثر جورج اورول و یا شاهکار گرانمایه «بخش سرطان» نوشته «الکساندرسولژنبتسن» روس که جایزه نوبل ادبیات 1970 را به همراه تبعدیه به « مجمع الجزایرگولاک و دوری از وطن برای وی به ارمغان آورد محصول جامعه استبداد زده لنیسم بود. جامعه استبدادزده ایران که قرنهای متمادی حکومت های پادشاهی را از سرگذرانده است بیشتر مفاخر ادبی و آثار کم نظیر ادبی هنری و برخی جهش های فوق العاده تأثیر گذار در ادبیات و هنر خود را به نوعی مدیون همین روح استبداد تاریخی حاکم جامعه ایران است. که از آن جمله شاهکار ادبی بی نظیر «ماهی سیاه کوچلو» اثر صمد بهرنگی که به همراه سایر آثار گرانبهایش نام او را برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران جاودانه نمود در اوج خفقان و استبداد و شاهنشاهی بوجود آورد و یا اکثر شاهکارهای ادبی دکتر «رضا برهانی» نیز به نوعی از روح استبداد تاریخی جامعه ایران پذیرفته است.
نگاهی به هنر و ادبیات جمهوری آذربایجان در قرن بیستم پیوستگی و ارتباط استبداد با هنر و ادبیات را روشن می سازد آثاری چون «هوپ هوپ نامه» شاهکار بی همتای « میرزا علی اکبر صابر» و یا نمایشنامه های کم نظیر «میرزا فتعلی آخوندزاده» که اولین تجربه نمایشنامه نویسی مشرق زمین نیزبه شمار می روند به نحوی از دیکتاتوری و خفقان لنیسم تأثیر پذیرفتند فیلمهای تاریخی و به یادماندنی نظیر «مشهدی عباد» ، «بابک خرمدین» اپرای «لیلی و مجنون» و «کوراوغلی» و سایر آثار که امروزه جز شاهکارهای ادبی و هنری آذربایجان و نیز بر قله های ادب و هنرجهان قرار گرفته اند به گونه ای استادانه ترسیم و خلق شده اند که هم از تیغ سانسور «لنینیسم» مصون ماندند و هم نظر مردم را جلب نمودند به عبارتی آثار یاد شده در عین مبارزه با تیغ سانسور و خفقان حاکم روح تشنه هویت خواهی و آزادی خواهی ملتها را نیز سیراب نمودند.
در حال حاضر اثری نظیر آثار خلق شده در دوران پرده آهنین لینسم در جمهوری آذربایجان به چشم نمی خورد و هیچ آثار ادبی و هنری همپای آثار آن دوران تابحال در هیچ یک از جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق خلق نشده است. اکثر شاهکارهای ادبی و هنری و شعرهای حماسی و انقلابی نویسندگان و ادبای ایران نیزدر دوران خفقان و استبداد رژیم های مستبدچون طاغوت خلق شده اند.
«مادر استبداد» همواره در بطن خود جنین آزادی را نیز پرورش می دهد و همواره این جوامع روشنفکری و دارای شعور سیاسی فرهنگی متعالی بوده اند که بواسطه سزارین های خونین سیاسی فرهنگی جنین آزادی را سلامت به دنیا آوردند امروزه برخی جوامع شرقی نیز در پی آن هستند که با تأثیر پذیری از جوامع مترقی بواسطه برنامه هایی نظیر اصلاحات و رفوم از بطن «مادر استبداد» تولد نوزاد نوپای آزادی را جشن بگیرند.
و برخی ازجوامع پوپولیستی عوام زده و ماقبل مدرن هیچ گونه اقدام و برنامه سیاسی فرهنگی نظیر اصلاح و رفوم منتظر تولد نوزاد آزادی بدست دکترین استبداد هستند که مادر استبداد و تئوریستهای دیکتاتوری همیشه جنین آزادی را مرده وفاقد روح به دنیا می آورند.
جامعه فرانسه و یا آلمان در قرون معاصر شاهد زنده ای بر برآمدن نوزاد آزادی از بطن مادر استبداد می باشد که تئوریستهای جامعه شناسی سیاسی نکته به نکته پرورش این جنین آزادی را بررسی و ردیابی نموده اند و سالها طی تجربه حاکمیتهای استبدادی مختلف جامعه شناسان در لابراتوار طبیعی و کاملاً زنده همچون دیکتاتوری لنیسم در شوروی سابق و استبداد نازیسم در آلمان و تجربه تلغ حاکمیت دوگانه و خفقان عالیجنابان سرخ پوش و خاکستری در فرانسه به عینه شاهد تولد «نوزاد آزادی» از بطن «مادر استبداد» بوده اند که بواسطه حضور توده عظیم قشر روشنفکری جوامع یادشده نوازد نوپای آزادی سلامت به دنیا آمده است. شاهکار بی نظیر قللعه حیوانات اثر جورج اورول و یا شاهکار گرانمایه «بخش سرطان» نوشته «الکساندرسولژنبتسن» روس که جایزه نوبل ادبیات 1970 را به همراه تبعدیه به « مجمع الجزایرگولاک و دوری از وطن برای وی به ارمغان آورد محصول جامعه استبداد زده لنیسم بود. جامعه استبدادزده ایران که قرنهای متمادی حکومت های پادشاهی را از سرگذرانده است بیشتر مفاخر ادبی و آثار کم نظیر ادبی هنری و برخی جهش های فوق العاده تأثیر گذار در ادبیات و هنر خود را به نوعی مدیون همین روح استبداد تاریخی حاکم جامعه ایران است. که از آن جمله شاهکار ادبی بی نظیر «ماهی سیاه کوچلو» اثر صمد بهرنگی که به همراه سایر آثار گرانبهایش نام او را برای همیشه در تاریخ ادبیات ایران جاودانه نمود در اوج خفقان و استبداد و شاهنشاهی بوجود آورد و یا اکثر شاهکارهای ادبی دکتر «رضا برهانی» نیز به نوعی از روح استبداد تاریخی جامعه ایران پذیرفته است.
نگاهی به هنر و ادبیات جمهوری آذربایجان در قرن بیستم پیوستگی و ارتباط استبداد با هنر و ادبیات را روشن می سازد آثاری چون «هوپ هوپ نامه» شاهکار بی همتای « میرزا علی اکبر صابر» و یا نمایشنامه های کم نظیر «میرزا فتعلی آخوندزاده» که اولین تجربه نمایشنامه نویسی مشرق زمین نیزبه شمار می روند به نحوی از دیکتاتوری و خفقان لنیسم تأثیر پذیرفتند فیلمهای تاریخی و به یادماندنی نظیر «مشهدی عباد» ، «بابک خرمدین» اپرای «لیلی و مجنون» و «کوراوغلی» و سایر آثار که امروزه جز شاهکارهای ادبی و هنری آذربایجان و نیز بر قله های ادب و هنرجهان قرار گرفته اند به گونه ای استادانه ترسیم و خلق شده اند که هم از تیغ سانسور «لنینیسم» مصون ماندند و هم نظر مردم را جلب نمودند به عبارتی آثار یاد شده در عین مبارزه با تیغ سانسور و خفقان حاکم روح تشنه هویت خواهی و آزادی خواهی ملتها را نیز سیراب نمودند.
در حال حاضر اثری نظیر آثار خلق شده در دوران پرده آهنین لینسم در جمهوری آذربایجان به چشم نمی خورد و هیچ آثار ادبی و هنری همپای آثار آن دوران تابحال در هیچ یک از جمهوری های تازه استقلال یافته شوروی سابق خلق نشده است. اکثر شاهکارهای ادبی و هنری و شعرهای حماسی و انقلابی نویسندگان و ادبای ایران نیزدر دوران خفقان و استبداد رژیم های مستبدچون طاغوت خلق شده اند.
«مادر استبداد» همواره در بطن خود جنین آزادی را نیز پرورش می دهد و همواره این جوامع روشنفکری و دارای شعور سیاسی فرهنگی متعالی بوده اند که بواسطه سزارین های خونین سیاسی فرهنگی جنین آزادی را سلامت به دنیا آوردند امروزه برخی جوامع شرقی نیز در پی آن هستند که با تأثیر پذیری از جوامع مترقی بواسطه برنامه هایی نظیر اصلاحات و رفوم از بطن «مادر استبداد» تولد نوزاد نوپای آزادی را جشن بگیرند.
و برخی ازجوامع پوپولیستی عوام زده و ماقبل مدرن هیچ گونه اقدام و برنامه سیاسی فرهنگی نظیر اصلاح و رفوم منتظر تولد نوزاد آزادی بدست دکترین استبداد هستند که مادر استبداد و تئوریستهای دیکتاتوری همیشه جنین آزادی را مرده وفاقد روح به دنیا می آورند.
